
سیر و تجربه نیروهایی که با تحلیل های گوناگون به مشارکت در انتخابات معتقدند و نیز روندهای مختلف و متنوعی که چندین دوره انتخابات مجلس و ریاست جمهوری و شوراها در دهههای مختلف جمهوری اسلامی پشت سر گذاشته، نشان میدهد که راه "مخرجمشترکگیری" از این گرایشات متنوع و بالاتر از آن راه برخورد صحیح و راهگشا با هر انتخابات پیش رو آن است که پروسه انتخابات را به "سه مرحله" تقسیم کرد و بدون پیش افتادگی از شرایط برای هر مرحله در همان مرحله اتخاذ خط مشی و تاکتیک مناسب نمود و از ابتدا یک تصمیم ثابت و ساده (شرکت یا تحریم، تشکیل ستاد یا حمایت سیاسی، ثبت نام وسیع یا محدود و عدم ثبت نام و...) اتخاذ نکرد.این سه مرحله عبارتند از:
1- از حالا تا ثبت نام نامزدها
2- از زمان ثبتنام تا زمان اعلام اسامی نامزدها
3- از اعلام اسامی نامزدها تا روز انتخابات
اتخاذ هر استراتژی سیاسی در یک پایه خود متکی به "تحلیل شرایط" است. تحلیل شرایط ایران بدون رفتارشناسی آقای خامنهای به علت قدرت متمرکز فراوان و بیپاسخگوی وی میسر نیست؛ تحلیلی واقعی نه میلی که باید عاری از آرزواندیشی، منفی نگریِ متکی بر نفرت یا مثبت نگری مبتنی بر امیال و اهداف فردی (و جمعی) باشد/نگاه خوشبینانه به آقای خامنهای و تمایلات استراتژیک «حداقلخواهانه» در شرایط کنونی کشور مختص فرد یا افراد خاصی نیست که با برخوردهای شخصی شده بدان پرداخت، اینک از برخی جوانان تازه به وادی سیاست واردشده تا پا به سن گذاشتهشان سیاسی در آستانه بازنشستگی افرادی وجود دارند که چنین تحلیلهایی آرزواندیشانه ارائه میدهند و مطالباتی بس حداقلی دارند/ این نحوه مواجهه با شرایط سیاسی کشور خود یک رویکرد سیاسی است که در ابتدای انقلاب از سوی حزب توده و با مدیریت آقای کیانوری دنبال میشد. در آن هنگام نیز با طرح خط ضدامپریالیستی امام، ذهنیات و تمایلات و آرزوهای خود را بر واقعیات تحمیل میکرد
جابه جایی یا تقویت مسئله فرقه ای شیعی– سنی به جای مستبد–مردم در سیاست خارجی منطقهای بزرگترین هدیه برای دیکتاتورهای منطقه بود که مردم تحت ستم شان را متحد خود در برابر حکومت فرقه گرای گسترشطلب ایران که در پی نفوذ در منطقه و ام القرائی جهان اسلام معرفی اش می کنند، قرار دهند. بدین طریق در این کشورها شکاف داخلی مردم- دیکتاتور جای خود را به شکاف منطقه ای فرقه ای شیعی – سنی میداد و رژیم دیکتاتوری و مردم تحت ستم به ناچار و به ظاهر منافع مشترکی مییافتند و در صف متحدی قرار میگرفتند. بدین ترتیب دیکتاتورهای منطقه نیز نفس راحتی کشیدند!
چپروی نکنید را بسیار خواهید شنید(وباید هم شنید و بدان عمل کرد)؛ اما راستروی نکنید را هم بشنوید. بزرگترین راست روی ندانستن «قدر» خود و «فرصت» فراهم آمده است// امیدواریم این دوستان «فرصت» بسیاری داشته باشند، اما از فرصت کنونی به خصوص در فضای انتخاباتی میتوانند بیشترین بهره را برای بسط آرام و بیسروصدای تشکیلاتی در سراسر کشور ببرند. به جای جلسات و بحثهای آییننامهای و اداری و حتی سیاسی طولانی و مکرر و پایانناپذیر بهتر است «تخصیص» وقت و البته انرژی بیشتری برای حضور مستقیم در شهرها و شهرستانها برای بدنه سازی و فعالسازی حزب داشته باشند. متأسفانه تجربه تلخ معاصر به همه ما نشان می دهد که احزاب میآیند و میروند اما افراد و آموزههای درونیشده آنهاست که میمانند!