
گفت و افزود «کافی است نگاه کنید به کامنتهای پای مقالات مربوط به شریعتی. این همه جهل آمیخته با نفرت وحشتناک است». فکر کردم مطلبی در همین باره در مقایسه تجربه داخل و خارج از کشور بنویسم./ایدئولوژیستیزی سروش دستمایه نوعی فرار به جلوی بخشی از اصلاح طلبان و طفره رفتن آنها از نقد گذشته خویش شد. آنها به جای نقد «خمینی و مطهری- اسلام فقاهتی - جمهوری اسلامی»(و در واقع نقد گذشته خویش)، به نقد «شریعتی- ایدئولوژی- انقلاب» پرداختند!/نسل من با شریعتی برخوردی «سلف سرویسی» داشت. بخش مهمی از این نسل «فرهنگ»ش را ازشریعتی میگرفت ولی روش و «مشی» اش را از مجاهدین (و فدائیان) و بعضا از خمینی!دو گزارش از برگزاری مراسم چهلمین سالگرد در گذشت دکتر شریعتی در کلن آلمان: در این مراسم یوسفی اشکوری، نیکفر، تلغری زاده ، رضا علیجانی و مرتضی کاظمیان سخن گفتند.
گزارش دویچه وله: شریعتی نظریه پرداز انقلاب اسلامی یا چپ دموکرات؟
کاشی: انباشته شدن ذهنیت یکی دو نسل از سنخ نولیبرالیسم و پست مدرنیسم، در تولید یک جامعه ضعیف، بی قدرت، اتمیستی و بی افق، فوق العاده موثر بوده/ نیکفر: پشت کردن روشنفکری دینی به چپ، به معنای از دست دادن حساسیت به مسئله عدالت وادراک همدلانه«آه ستمدیدگان»تمام شده.جای یک جریانِ مذهبیِ ترقیخواهِ عدالتجویِ دموکرات به شدت خالی است.غیرمذهبیها نمیتوانند این جای خالی را پر کنند.در غیاب این نیرو پوپولیسم و فاشیسم مذهبی قدرت میگیرد. روشنفکری دینی، به خاطر پشت کردن به سنت چپ مذهبی و همدستی درکوبیدن آن، تا حدی مسئول این وضعیت است/علیجانی:بی توجهی به «عدالت» باعث دوپارگی دو پویش ناراضیان سیاسی واقتصادی شده. بخشی از دشواری تلاش برای تغییر وضع کنونی ریشه در این نقیصه بنیادی دارد.