
این تجمعات نماد و صدای اعتراض "پرکارمندترین" و در عین حال "فقیرترین" وزارتخانه در بین مجموعه وزارتخانهها و دستگاه اجرایی کشور است.معلمان اما یک ویژگی دیگر نیز دارند. آنها به لحاظ "فرهنگی" سازنده نسل آینده کشورند و به لحاظ اجتماعی و سیاسی در میان اقشار مختلف کشور؛ جدا از خانوادههای خود، با میلیونها خانوار کشور و به قولی با دو سوم خانوادههای ایرانی سروکار دارند. به نظر نمیرسد هیچ قشر دیگری این اندازه "اتصال اجتماعی" داشته باشد...
در رابطه با توافقنامه لوزان دسته چهارم همانند دسته سوم با استقبال از حل و فصل معضل هستهای و برگشتن از نیمه ضرر و همراهی با خوشحالی مردم و تأکید بر مثبت و موفق بودن تنشزدایی بین المللی؛ از سیاست هسته ای و تیم مذاکره کننده دولت تشکر کردند. اما بخش عمده ای از این طیف این برخورد را «کافی» ندانسته و بر اساس سیاست «حجت»محور و نه «قدرت»محور خود و نیز بنا به ضرورت تکمیل و تکامل سیاست تنش زدایی هسته ای با دیگر برنامه های اقتصادی و سیاسی خارجی و داخلی؛ به طرح مطالبه /مشاورههایی برای ادامه این حرکت دیپلماتیک – اقتصادی پرداختند و با توجه به نظریه محوری و تجربه پرهزینه تاریخی خود مبنی بر ضرورت حرکت موازی توسعه اقتصادی و توسعه سیاسی با یکدیگر؛ هم به ضرورت ادامه و تعمیم سیاست تنش زدایی از حوزه هستهای به کل سیاست خارجی کشور به خصوص در منطقه خاورمیانه تأکید نمودند و یا موفقیت سیاست اقتصادی (که برخلاف همه دورهها که خود هزینه پرداز سیاست بود، حال سیاست برایش هزینه میپرداخت) را در تداوم آن در اصلاح سیاسی – اقتصادی داخلی به ویژه با نظم و انضباط دادن به نهاد ها و موسسات بزرگ اقتصادی که از مدیریت و کنترل دولت فرار میکنند، دانستند.