خط مشی تعامل منفعلانه تا کنون پاسخ نداده و به لحاظ زمانی به مراحل پایانی خود رسیده است؛ اگر چشم عبرت بین و نگاه استراتژیکی به مسئله وجود داشته باشد.

هر دو لایه کتاب مملو از «تجربه» است، تجربه اداره یک شهر، البته در حد و حدود اختیارات مبهم و محدود شورا و تجربه تمرین و تکوین دموکراسی (شورایی) در ایران. قسمت دوم اما؛ بسیار تلخ و ناامیدکننده است. چرا که سراسر کتاب روایت اختلافات است، اختلافات شخصی، زدوبندهای پشت صحنه، بیاخلاقی برخی افراد و مهمتر از همه پیگیری منافع شخصی از معبر پست و منصبی که به دست عدهای افتاده است.