
گرایشات ملی- مذهبی که معتقدند از شعارهای انقلاب فاصله گرفته شده است یکی از دلایل خود را همین مساله شوراها میدانند. آنان جنبش جامعه مدنی و روی کار آمدن خاتمی را روزنهای، البته پر بیم و امید، برای جهتگیری و زاویهگیری مجدد برای بازگشت به اهداف اولیه انقلاب میدانند. و اینک دهه سوم انقلاب (در جمهوری چهارم) با شوراها، هرچند سطحی پایینتر و محدودتر از شوراهای مورد نظر آیتالله طالقانی آغاز میشود.
بحث انقلاب "نامرئى" را به اين خاطر مطرح مى كنيم كه در "انقلابات سياسى" چون پرسروصداست و هرم قدرت سياسى را سريع سرنگون مى كند و در اعماق جامعه منعكس مى شود، ما بازتاب هايش را خيلى راحت و آشكار مى بينيم. ولى يك سرى انقلابات هست كه ممكن است به صورت نامرئى در يك جامعه اتفاق بيفتد و "صورت مسئله" جامعه را به اندازه همان انقلاب سياسى دگرگون بكند، اما كمتر به چشم همگانى بيايد
تئورى استقلال در طرح و حركت متين و عميق خويش در جوامع جهان سومى بايد به مسائل بنيادى ملى اين جوامع بپردازد و يكى از اين بنيادها تعيین جايگاه خردگرايى و آزادى در تئورى خويش مى باشد. اين نقش نبايد به شكل يك رگه، بلكه مى بايست به شكل يك چارچوب و زاويه نگرش در تحليل ابعاد مختلف اين تئورى در بيايد و به وجه مغلوبى در مجموعه اضلاع اين تئورى مبدل نگردد.