چهارشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۹۵ | Wednesday, 15. March 2017

غرور ملي تحقير شده ما

منتشرشده در مقالات سیاسی پنج شنبه, 31 ارديبهشت 1388 ساعت 23:08

 و اگر به حال و روز مردم‌مان و زندگي روزمره و به وضعيت ايران و ايراني در جهان كنوني بنگريم در يك كلام بايد بگوييم غرور ملي ما، به علت كوتاه‌قامتي سياست‌ها و نازل بودن فرهنگ و زبان متبلور در داخل و خارج، خدشه‌دار شده است. با «تغيير» اين اوضاع اندكي از غرور ملي‌مان را به خود برگردانيم.

خوشتر آن باشد كه سر دلبران/ گفته آيد در حديث ديگران

سرمايه، 14/2/88 :

سعيد ابوطالب (به عنوان يكي از چهره‌هاي تأثيرگذار اصول‌گرايان مستقل) ديروز درباره دولت گفت: مهم‌ترين اشتباه دولت «قانون‌گريزي»، «دروغ»، «ريا» و «عدم باور به مردم» بوده و هست.

جرايد 14/2/88:

محسن رضايي: اگر احمدي‌نژاد راه خود را ادامه دهد به پرتگاه سقوط مي‌كنيم.

سرمايه، 23/2/88 :

«احمد خورشيدي‌فر كه فرزندش داماد احمدي‌نژاد بوده و خود از اعضاي شاخص اتاق فكر احمدي‌نژاد در انتخابات 1384 بود با انتقاد از عملكرد دولت نهم خواستار دقت هر چه بيشتر اعضاي شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت احمدي‌نژاد براي نامزدي انتخابات پيش‌رو شد. خورشيدي در اين باره تصريح كرد: «با توجه به خساراتي كه احمدي‌نژاد در طول چهار سال گذشته به كشور وارد كرده است، طبيعي است از شوراي نگهبان بخواهيم در بررسي صلاحيت وي براي نامزدي مجدد در انتخابات رياست جمهوري پيش رو دقت بيشتري به خرج دهد. وي به ابهام يك ميليارد دلاري موجود در خصوص بودجه كشور و مسئوليت احمدي‌نژاد به عنوان بالاترين مقام اجرايي كشور اشاره كرده و مي‌افزايد: «آيا مردم حق ندارند در خصوص ارتباط احتمالي هزينه ستادهاي تبليغاتي احمدي‌نژاد و يك ميليارد دلار گم شده شك كنند و در نهايت آيا اين انتظار كه احمدي‌نژاد به مجلس شوراي اسلامي بيايد و به طور شفاف و صريح در خصوص بودجه تحت اختيار دولت خود به مردم توضيح دهد، انتظار بي‌جايي است؟»

سرمايه، 21/2/88 :

«دو نفر از سخنرانان در اجلاس ايپك (لابي قدرتمند يهوديان در آمريكا) در روز دوشنبه گذشته، طي سخنراني‌هاي خود احمدي‌نژاد را يك هديه تلقي كردند. ايلان برمن سخنگوي شوراي روابط خارجي آمريكا، در جلسه‌اي پيرامون انتخابات ايران در مورد احمدي‌نژاد مدعي شد: «ما مي‌دانيم كه احمدي‌نژاد هديه‌اي براي ما بوده است، او از يك سو از گفت و گو و مذاكره با ما (آمريكا) صحبت مي‌كند و در جاي ديگر خلاف آن صحبت مي‌كند. اگر احمدي‌نژاد در انتخابات ماه آينده به وسيله فردي كه كمتر آشو‌ب‌انگيز باشد، جايگزين شود، ما چه تلاشي را براي همسو كردن جهان در مقابل خطر ايران انجام دهيم؟»

كنزپولاك، يكي ديگر از كارشناسان آمريكايي كه از محققان برجسته سازمان سيا و از متخصصان موضوع خليج‌فارس، خاورميانه و ايران و شديدا طرفدار رژيم صهيونيستي است نيز در يكي از جلسات حاشيه‌اي ايپك، ادعا كرد: «احمدي‌نژاد بهترين ديپلماتي بود كه ما انتظار داشتيم چرا كه هر وقت او عليه ما سخن مي‌گفت، عده بيشتري را به طرفداران ما مي‌افزود، حالا اگر كسي در ايران به رياست‌جمهوري برسد كه مواضع تند احمدي‌نژاد را نسبت به ساير كشورها نداشته باشد، كار براي ما سخت مي‌شود چون شايد باعث شود ديگر كشورها براي فشار آوردن به ايران با قطعنامه و تحريم، مخالفت كنند.»

با توجه به اتفاقاتي كه در چهار سال سياست‌ورزي احمدي‌نژاد در حوزه بين‌الملل رخ داد مواضع اغلب كشورهاي عربي به رژيم صهيونيستي نزديك شد، در واقع كشورهايي كه در زمان رفسنجاني و خاتمي روابط به دور از تنشي با ايران داشتند، طي چهار سال اخير تغيير موضع داده‌اند به نحوي كه اكنون اغلب كشورهاي عرب، در اتخاذ مواضع غيردوستانه و احساس خطر ادعايي از جانب ايران خود را همرديف اسرائيل قرار مي‌دهند.

هم چنين سياست دولت نهم، ناخواسته باعث نزديك شدن اروپايي‌ها به برخي از تندروان اسرائيل و نومحافظه‌كاران در آمريكا شده است. تا جايي كه سران كشور فرانسه كه در زمان زمامداري خاتمي پيرامون مسائل هسته‌اي ايران در برابر زياده‌خواهي‌هاي دولت «نومحافظه‌كار» بوش ايستاده بودند اكنون خود به يكي از عواملي تبديل شده‌اند كه خواستار تشديد برخوردها با ايران هستند.

به گزارش راديو فرانسه رئيس پيشين موساد (سازمان اطلاعات و جاسوسي خارجي اسرائيل) افرائيم هالوي نيز چندي پيش اعلام كرد: «اگر صدها ميليارد دلار از سوي موساد خرج شده بود تا كسي منافع اسرائيل را تأمين كند، احدي بهتر از احمدي‌نژاد نمي‌ توانست اين خدمت را انجام دهد.» وي در ادامه مصاحبه خود با تلويزيون عربي اسرائيل گفت: «هيچ كس بهتر از احمدي‌نژاد تأمين‌كننده منافع اسرائيل نيست.» هالوي در ادامه مدعي شد: «وجود احمدي‌نژاد براي اسرائيل يك معجزه و يك هديه گرانبها و حتي الهي است. هر جمله‌اي كه او عليه اسرائيل مي‌گويد، كار اسرائيل را در جهان آسان مي‌كند.» گفتني است در مواردي نظير اجلاس ضدنژادپرستي دوربان در ژنو كه در آفريقاي جنوبي در زمان زمامداري خاتمي تشكيل شد با محوريت نقش خرازي وزير امور خارجه سابق ايران رفتار نژادپرستانه اسرائيل در بيانيه نهايي اين اجلاس محكوم شد ولي در اجلاس اخير با حضور پرسروصداي احمدي‌نژاد با تأييد برخي جنايات اسرائيل در جنگ 22 روزه غزه توسط سازمان ملل، اسرائيل محكوم نشد، نامي از آن نيز در بيانيه نهايي نيامد و اتفاقا به واقعه هولوكاست در بيانيه نهايي اشاره شد كه اين بيانيه نهايي به امضاي مقامات ايراني نيز رسيد.»

]شايان ذكر است اخبار مربوط به اجلاس ايپك و نظرات اسرائيلي‌ها درباره هديه گرانبها بودن احمدي‌نژاد براي اسرائيلي‌ها در اين مطلب از روزنامه هاآرتص چاپ اسرائيل نقل شده است![.

قانون‌گريزي، دروغ، ريا، ابهامات جدي در رابطه با مسائل مالي، حركت به سمت پرتگاه و هديه‌اي گرانبها براي اسرائيل كه جهان (اعم از غرب، كشورهاي عربي و...) را عليه ايران متحد مي‌سازد؛ به وضوح بيانگر فشرده‌اي است از آنچه در سياست داخلي و خارجي در اين چهار سال بر ما ملت ايران رفته است. در اين حوزه در ماه‌هاي اخير، همچون گذشته‌ها اخبار و تحليل‌هاي فراوان و متراكمي از درون اردوگاه راست به عرصه عمومي آمد همچون ابهام درباره ميلياردها (تومان و دلار) در شهرداري سابق و دولت فعلي، گزارش رسمي سازمان محاسبات مبني بر صدها تخلف دولت، افزايش بسيار قابل تأمل نقدينگي بخش غيردولتي غيرتوليدي، پيغام رئيس دولت از طريق رئيس‌جمهور سوئيس براي آمريكايي‌ها براي حل و فصل مشكلات درهمين چند ماه (يعني تا انتخابات ايران)، تبديل ايران به بزرگترين واردكننده گندم جهان پس از جشن خودكفايي در ساليان گذشته، افزايش نرخ بيكاري پس از اعلام تك‌رقمي شدن آن! و... در زندگي روزمره شهروندان كشور نيز، عليرغم آنكه درآمد حاصل از نفت در اين سال‌ها، نسبت به طول ساليان پس از انقلاب (و به تعبيري در طول دوران اكتشاف نفت) بي‌سابقه بود؛ اما به علت بي‌كفايتي مديران و برنامه‌ريزان دولت، مردم ايران، به ويژه دهك‌هاي پايين جمعيت، اندك رفاهي از اين ثروت خدادادي نصيب‌شان نشد. واقعا دور از انصاف و مروت و غيرقابل تحمل بود كه اين درآمد انبوه وضعيت اشتغال، توليد و رفاه مردمان اين جامعه را دگرگون نكرد و مرتبا با اخبار دلخراشي از حوادث اجتماعي و خانوادگي و... ناشي از فقر و فلاكت روبرو بوده و هستيم.

متأسفانه امروزه با نظم و وضعيت سياسي و حقوقي مستقري مواجه‌ايم كه دولت مي‌تواند به راحتي از پاسخگويي درباره ميلياردها تومان (و دلار) اموال اين مردم گرفتار طفره برود و يا پاسخ‌هاي شگفت‌انگيز و مضحك بدهد. اما اين عملكرد هر روزه در ضمير و وجدان آحاد اين جامعه مورد پرسش و محاكمه قرار مي‌گيرد و بالاخره روزي بايد در پيشگاه تاريخ و مردم پاسخ‌گوي اين ابهامات و اتهامات و مهم‌تر از همه اين بي‌كفايتي در از دست دادن اين فرصت بزرگ اقتصادي در پردرآمدترين دوره دولت‌هاي پس از انقلاب براي اصلاح و بهبود وضعيت توليد و اشتغال و رفاه و آسايش مردم و به عكس تبديل آن به تهديد زندگي روزمره مردم و تشديد فقر و فساد و تبعيض؛ باشد.

دولت حاكم، ايران را درگير يك جنگ نامرئي اقتصادي با جهان كرده است. به نظر مي‌رسد اگر غربي‌ها فرضا ايران را بمباران مي‌كردند و مي‌رفتند خسارات باقي‌مانده‌شان كمتر از خسارات اين جنگ فرسايشي اقتصادي، براي زندگي روزمره و عادي شهروندان اين مرز و بوم مي‌بود.

علاوه بر اين نگاه كلي و كلان، به صورت بخشي نيز آنچه بر جامعه ما در اين چهار سال رفته است، اندوهناك است. به تعبير سايت ميدان زنان در اين مدت يك نوع «نوبنيادگرايي» در جامعه ما حاكم شد و عقب‌مانده‌ترين تلقي‌ها در ميان جريان راست و از زنان در مسند طراحي و اجرا نشست. ارائه لايحه حمايت از ]مردان[خانواده، سهميه‌بندي جنسيتي كنكور، اصرار برنامه‌اي براي بازگرداندن زنان به درون خانه، تغيير يا حذف مطالعات زنان در دانشگاه‌ها و... گوشه‌هايي از اين امر بود.

برخورد تصاعدي و شتابان با تشكل‌ها و فعاليت‌هاي دانشجويي، لغو مجوز و تعليق بسياري از انجمن‌هاي اسلامي، سخت‌گيري و فشار روزافزون بر نشريات دانشجويي، ممانعت فزاينده از برگزاري جلسات مستقل و اعلام ليست سرخ براي حضور فعالان روشنفكري و سياسي در دانشگاه، اعلام مجازات‌هاي مستقيم و غيرقابل برگشت تحصيلي براي فعالان دانشجويي (و از جمله ستاره‌دار كردن آنها!)، سير نگران‌كننده بازداشت‌هاي دانشجويي، بازنشسته كردن اساتيد و... نيز گوشه‌هايي از رخدادهاي حوزه دانشجويي است.

ارزش جان انسان‌ها نيز در اين مدت بسيار كاهش پيدا كرد و شاهد مرگ‌هاي مشكوكي در بازداشتگاه‌ها و زندان‌ها، چه در تهران و چه در برخي شهرستان‌ها، بويژه در غرب كشور بوديم.

در حوزه زحمتشكان جامعه بويژه كارگران و معلمان نيز عليرغم وعده‌ها و شعارهاي انبوهي كه هميشه مطرح بوده و هست، اما در عمل شاهد تشديد فشار سياسي و امنيتي به آنها، از بين بردن امنيت رواني شغلي آنان، برخورد با سنديكاها و تشكل‌هاي كارگري، معلمان و...، بيكاري تعداد زيادي از كارگران به علت وضعيت بد اقتصادي ناشي از بي‌كفايتي مديران و برنامه‌ريزان دولت و تشديد فقر اين اقشار زحمتكش با افزايش فاصله درآمد آنها با حداقل خط فقر بوديم.

در حوزه احزاب و فعالان سياسي و فكري نيز روند تشديد فشارها به جايي رسيد كه نه تنها از برگزاري برخي جلسات عمومي (مثلا در حسينيه ارشاد) ممانعت به عمل آمد، بلكه با تشكيل برخي نشست‌ها در محيط‌هاي دربسته و خصوصي نيز برخورد شد (مثلا در مورد كانون نويسندگان، نهضت آزادي، جنبش مسلمانان مبارز و ...).

در حوزه فرهنگ و ادبيات و هنر نيز دولت جديد علاوه بر تشديد سانسور و عدم صدور مجوز براي ده‌ها كتاب، نوبرانه‌هاي زيادي داشت مانند جلوگيري شخص وزير ارشاد، براي اولين بار، از اكران يك فيلم (سنتوري) پس از كسب همه مجوزها، جلوگيري از تجديد چاپ برخي كتاب‌ها عليرغم داشتن مجوز دائمي و يا چندين چاپ قبلي، جلوگيري از حضور تعداد زيادي از كتاب‌ها در نمايشگاه ساليانه كتاب، توقيف و لغو مجوز بسياري از مطبوعات و بيكاري هر از گاهي تعداد زيادي از روزنامه‌نگاران و تشديد ناامني شغلي و رواني در ميان روزنامه‌نگاران و...

در همين دوران شاهد رشد خرافات، ترويج عقب‌مانده‌ترين تلقي‌هاي سنتي و بنيادگراي ديني، اسطوره‌سازي‌هاي شگفت‌انگيز پيرامون شخص رئيس‌جمهور (چون هاله نور، معجزه قرن و...) بوديم.

در حوزه اقليت‌ها يا دگرانديشان ديني و نيز اقوام ايراني هم شاهد حوادث شگفت‌انگيزي همچون تخريب حسينيه دراويش، حوزه علميه اهل تسنن، تشديد برخورد و بازداشت فعالان قومي و ... بوديم.

اما حاصل و عصاره همه ابعادي كه تاكنون به اختصار آمد، آن چيزي است كه در جان و روان و اخلاق جامعه، و در يك كلام در «وجود» مردمان ما، در اين مدت، ريخت و رسوب كرد و متأثرمان ساخت. اين مهم است. غمگنانه بايد گفت نوعي بي‌اعتمادي (و تزلزل شخصيت جمعي و تقليل سرمايه اجتماعي) و دلسردي عمومي در اين مدت مشهود بود. به راحتي دروغ و خلاف واقع شنيدن از مسئولان و قدرتمندان (دروغ‌هاي شاخداري هم‌چون آزادترين كشور جهان بودن و لاپوشاني‌ها و توجيهات مضحك در رابطه با بعضي ابهامات مالي و...)، برخي رفتارها و ادبيات نازل رئيس‌دولت و بعضي همكارانش (مانند شركت كردن در برخي مجامع جهاني كه جز طرح جنجالي فردي حاصلي نداشت. نامه‌نگاري‌هاي يك طرفه با برخي مقامات ديگر كشورها كه با بي‌اعتنايي توهين‌آميز آنها مواجه مي‌شد، به كارگيري كلمات و تعابير لومپني و...)، برخورد صدقه‌اي – تبليغي (فردي) با مردم بر اساس درآمد بادآورده نفت، سماجت و اصرار بر اشتباهات عليرغم برخورد عمومي كارشناسان و منتقدان (حتي در مسائل پيش پا افتاده‌اي هم‌چون تغيير ساعت كشور در ابتداي هر سال و يا تغيير ساعت كار بانك‌ها)، خودمحوري آزاردهنده رئيس دولت (و بركناري پياپي و بعضا همراه با اتهام وزراء و مقامات به ويژه در حوزه امور مالي و اقتصادي، علاقه ويژه و قابل تأمل رئيس‌جمهور براي طرح مسائل جنجالي هم چون هولوكاست و برخوردهاي از موضع بالا و ارائه راه‌حل‌هاي چندين و چند ماده‌اي براي اقتصاد و سياست و فرهنگ جهان و منطقه در مجامع كوچك و بزرگ كه به تدريج به مضحكه و تحقير ملي ما تبديل مي‌شد و...

در پايان از انصاف نبايد گذشت كه رئيس دولت در مسير خود، بسيار پرانرژي و وقت‌گذار بود. وي از تمامي مواد قانوني و همه خلل و فروج آن در راستاي اختيارات خود استفاده كرد و نشان داد رئيس‌جمهور در حدي كه اصلاح‌طلبان مي‌گفتند هيچ كاره نيست. هم‌چنين بايد اذعان كرد كه رئيس دولت به فردي معروف و محبوب در منطقه تبديل شده است (خرج‌اش براي ملت ايران و پزش براي ديگران). و بايد انصاف داد نقد دروني در جريان راست و برخورد مجلس راست با دولت راست شفاف‌تر و اصول‌گراتر از برخورد مجلس اصلاحات با ضعف‌هاي دولت اصلاحات بود. هر چند اين برخوردها، بويژه از سوي دولت، به كشمكش‌ها و لجبازي‌هاي كودكانه شبيه مي‌شد.

از منظر يك نوانديش ديني نيز وقتي به جامعه و وضعيت زندگي روزمره مردم و برنامه‌ريزي‌هاي اقتصادي دولت از يك سو و به حوزه فعالان سياسي و مدني و اجتماعي و رويكرد دولت به آنها از سوي ديگر مي‌نگريم، اندوهناك است كه بگوييم برخلاف حكومت علي كه در آن انضباط و سخت‌گيري اقتصادي و آسان‌گيري و تسامح سياسي حاكم بود در اين دوره (و دوران) ما عمدتا با آسان‌گيري و ولنگاري اقتصادي در اموال و سرمايه‌هاي عمومي از يك سو و سخت‌گيري روزافزون برمنتقدان و مخالفان سياسي و دگرانديشان فكري و ديني مواجه بوده‌ايم.

و اگر به حال و روز مردم‌مان و زندگي روزمره و به وضعيت ايران و ايراني در جهان كنوني بنگريم در يك كلام بايد بگوييم غرور ملي ما، به علت كوتاه‌قامتي سياست‌ها و نازل بودن فرهنگ و زبان متبلور در داخل و خارج، خدشه‌دار شده است. با «تغيير» اين اوضاع اندكي از غرور ملي‌مان را به خود برگردانيم.