به نظر میرسد اگر بخواهیم در این باب دقیق تر بیندیشیم باید به جای دوگانه دین و حکومت از سهگانه دین و سیاست و حکومت بحث کنیم. چرا که دین میتواند در حوزه عمومی و از جمله حوزه سیاسی مستقیماً دخالت کند اما در حکومت به طور مستقیم دخالتی نداشته باشد. مثلاً می توان با «انگیزه»ها و نیز «آموزه»های دینی وارد عرصه اجتماعی اعم از امور آموزشی و پرورشی و تربیتی و خدماتی و خیریهای و امثالهم شد (که امروزه برخی از این وظایف را نهادهای مردمنهاد غیردولتی انجام میدهند) و اصلاً کاری به سیاست نداشت. در این صورت دین وارد حوزه عمومی و اجتماعی شده ولی به طور مستقیم وارد سیاست نشده است. هم چنین میتوان با انگیزه و یا با آموزههای دینی وارد حوزه سیاسی شد و مثلاً حزب تشکیل داد و در آن حزب آموزهها و بحثهای دینی را هم مطرح کرد ولی خواهان دخالت دین در حکومت و به عبارتی تشکیل «حکومت دینی» نبود. حداکثر نقشی که دین در مثلاً یک حزب فرضاً سوسیال یا لیبرال مسیحی یا اسلامی یا ... دارد، مشارکت در «انگیزه»دهی برای فعالیتهای سیاسی و یا تأثیرگذاری در «جهتگیری»ها و «برنامه»های حزب است. اما در نهایت این حزب مانند همه احزاب دیگر اعم از غیرمذهبی و حتی ضد مذهبی «برنامه»ها (و نه اندیشه و آموزهها و دین و ایدئولوژی و مرامش) را به رای مردم می گذارد و «برنامه» تصویبشده به صورت دموکراتیک توسط مردم را وارد دولت و حکومت و یا پارلمان و هر نهاد جمعی و دموکراتیک دیگر میکند.
به عبارتی دیگر بنا به تحلیل و تفسیر مشترک و همسوی هم دکتر حسین بشیریه و هم مهندس سحابی افکار و احزاب میتوانند در عرصه عمومی و فضای رقابت حزبی دارای اندیشه و ایدئولوژیهای گوناگون سوسیالیستی و لیبرال و فمنیستی و ناسیونالیستی و سبز (طرفدار محیط زیست) و ... و از جمله دینی و غیردینی وضددینی باشند و با یکدیگر به رقابت فکری و سیاسی و انتخاباتی بپردازند، اما در هنگام ورود به قدرت و حکومت باید ایدئولوژیها و اندیشههای شان را پشت در جا بگذارند و تنها برنامههایشان را که از مردم رأی گرفتهاند وارد حکومت کنند.
نتیجه:
یک - دین از منظر بنده نواندیش دینی میتواند در اجتماع و سیاست دخالت کند، اما نباید در حکومت دخالت کند. حکومت دینی در نمیآید.
دو - از دین نواندیشان دینی اصلاً و اساساً حکومت دینی درنمیآید، چرا که به نظر من حکومت دینی سه ویژگی دارد:
الف- مشروعیتش را از خداوند میگیرد و نه رأی مردم. اگر رأی مردم هم در میان باشد باید به نوعی به آسمان یا نمایندگانش متصل و مورد تنفیذ قرار گیرد.
ب- معتقد به شریعت ثابت در امور اجتماعی و حقوقی و اقتصادی و ... است که حکومت دینی مسئول و موظف به اجرای آن است.
پ - معمولاً حکومتی است که توسط متولیان دین تشکیل و اداره میشود یعنی روحانیون در آن دست بالا را دارند. اما همه طیفهای نواندیشان دینی علیرغم تنوعشان در مخالفت با هر سه مؤلفه فوق متحد و مشترکاند. یعنی آنها منشأ مشروعیت قدرت را مردم میدانند. به تغییرپذیری احکام قائلند نه شریعت ثابت(اجتماعی) و برای هیچ فرد و صنفی نیز حق ویژه قائل نیستند.
++++
سنخشناسی انواع تفکر دینی و نسبتاش با سیاست و حکومت
دین فردی سنتی و آئینی:
دین نه در سیاست و نه در حکومت دخالت نمیکند. حداکثر در امور اجتماعی خدماتی و خیریهای دخالت میکند.
دین شریعتگرای سیاسی (در دو مدل متفاوت ایران و عربستان):
دین هم در سیاست و هم در حکومت دخالت میکند اما مرزهای دولت/ ملتها را اصولاً به رسمیت میشناسد.
دین شریعتگرای جهادی (الگوی داعشی):
دین هم در سیاست و هم در حکومت دخالت میکند و به دنبال تشکیل حکومت جهانی است و مرزهای دولت/ ملتها را به رسمیت نمیشناسد.
دین اجتماعی (مدل ترکیه):
دین در امور اجتماعی (اعم از فرهنگی و اقتصادی و...) دخالت میکند، در سیاست هم حضور دارد و حتی با رقابتهای حزبی و دموکراتیک (در یک حکومت لائیک) به حکومت میرسد ولی در حکومت به دنبال اجرای شریعت (که در رفتار فردی و خانوادگی و یا در درون حزب خودش بدان پایبند است)، نیست و صرفاً به دنبال اجرای برنامههای مشترک و مصوب جمعی مردم است (شاید بتوان به مالزی هم در این طیف اشاره کرد).
دین روشنفکران و نواندیشان دینی:
دین در اجتماع وسیاست دخالت میکند اما در حکومت دخالت نمیکند. دین با «انگیزه دهی» شخصی و با الهامبخشی و جهتدهی فکری به «برنامه»های حزبی »جهت»گیریهای آرمانیاش مانند آزادی و عدالت و امنیت و توسعه و اخلاق و ... (و نه احکام فیکس و فراتاریخی شریعتگرایانه) را مانند همه اندیشهها و ایدئولوژیها و احزاب دیگر در یک رقابت دموکراتیک میتواند درعرصه قدرت و اجرا پی بگیرد.
حاشیه:
در مواقعی و در بعضی از مواضع برخی نواندیشان دینی نوعی «دین شخصی» و غیرسیاسی و غیرحکومتی نیز متبادر میشود، اما از چارچوببندی فکری و نیز رفتار عملی آنان که خود نیز با انگیزه و ادبیات و استدلال و جهتگیریهای دینی در سیاست دخالت میکنند میتوان مخرج مشترکی را پیدا و استنباط کرد که در بالا آمد.
نشریه آزادی اندیشه شمار3- دی ماه 1395

«