
هر کنش گر سیاسی در ترسیم آینده باید به جای یک طرح به چند طرح بیندیشد. آینده از منظر شرایط موجود در ساخت قدرت، منطقه و جهان و نیز شرایط اقشار مختلف مردم، چند احتمالی است. ترسیم آینده «تک» احتمالی (اصلاح حکومت، قیام مردم و ...)، نوعی ساده سازی و نادیده گرفتن احتمالات دیگر است/ گشوده بودن تحول خواهی نسبت به احتمالات مختلف مغایرتی با داشتن گزینه «ترجیحی» ندارد. یک تحول خواه ترجیح می دهد توان جامعه مدنی در حدی بالا برود که خود را برحکومت تحمیل کند تا قدرت مستقر در برابر آن عقب نشینی کند و استحاله گردد. تا کجا عقب بنشیند؟ گزینه ترجیحی نهایی نبودهیچ مقام مادام العمر غیرپاسخگو، جدایی دین و حکومت و رفع تمامی تبعیض هاست/ننقطه امتیاز تحول خواهی بر دو رویکرد دیگر در همین انعطاف و قابلیت تطبیق نهفته است.