
19
اسفند شاهد تجمع اعتراضی معلمان بودیم که گستره جغرافیایی اش بی سابقه بود/ در فضای سیاسی شاهد اشاراتی به اهمیت جامعه مدنی هستیم. اما این توجه نباید در حد حرف باقی بماند. انعکاس البته ریاکارانه خبر تجمع معلمان در رسانه های جریان افراطی (علیرغم آنکه پشت صحنه سرکوب اکثر کنش های مدنی همین جریان است) و کم توجهی رسانه های جریان مقابل، تکرار آسیبی است که در جنبش دموکراسی خواهی در ایران به علت غلبه گفتمان لیبرالی و فاصله اش با گفتمان سوسیال – دموکراسی، وجود دارد/ تجمعات معلمان باید دیده شود. آنها با مدنی ترین شکل خواسته های شان را تکرار می کنند. آیا گوش شنوایی هست؟ معلمان قابل گفت و گو هستند نه بازداشت و سرکوب.
مهدی پرپنچی- صفحه دو بی بی سی - 28 بهمن 1395 - با شرکت حسن شریعتمداری، سعید برزین، ایرج مصداقی و رضا علیجانی)
برخی از نکاتی که در این میزگرد مطرح کردم:
انقلاب ایران یک انقلاب التقاطی بود و جمهوری اسلامی هم التقاطی است/ انقلاب محصول شراکت نافرجام دو دسته انقلابی روشنفکر و روحانی بود/ روحانیون روشنفکران را حذف کردند/ جمهوری اسلامی روی سه گسل قرار دارد/ جمهوری اسلامی نیمه متمرکز و نیمه متشتت است و به صورت
ژنتیک استعداد اختلاف و انشعاب دارد/ آینده جمهوری اسلامی دست خودش است: یا منعطف می شود و یا می شکند/ مردم به تجربه مطالبه محوری رسیده اند. همه خواست ها موکول به تغییر حکومت نیست...
(بقیه در داخل صفحه)
نظرات روشنفکر غیردینی در باره روشنفکران دینی مرا دچار دو تردید میکند:چقدر با ادبیات دینی و روشنفکران دینی آشناست؟ تردید دیگرم در باره میزان وقوف بر میزان تاثیرگذاری و موفقیت اجتماعی است. معیار سنجش کار روشنفکر نه تنها «محق» بودن بلکه «موثر» بودن هم هست/روشنفکری غیرمذهبی ما می تواند ببیند در حوزه تولید اندیشه (و نه ترجمه) چقدر زحمت کشیده و تولید داشته است؟ روشنفکری مذهبی اما(چون مشابه خارجی اش کم و محدود است) «مجبور» به تولید بومی بوده و اندیشه ها و نظریاتی «بینافرهنگی»تولید کرده که در حوزه کاری اش (نواندیشی دینی و جهان اسلام) قابل ارائه بوده است/ می توان مواضع سه شرکت کننده را بر دو محور حقیقت و تغییر (یا نظری و عملی)، چنین جمعبندی کرد که آشوری معتقد بود مذهب علاوه بر ابعاد اجتماعی، دارای ابعاد وجودی و اگزیستانسیل نیز هست. وی در حوزه عملی نیز خود را با روشنفکران دینی هم وضعیت و نیازمند تفاهم متقابل می دید. نیکفر معتقد بود در حوزه نظری باید نقد را از نقد مذهب آغاز کرد اما در حوزه عملی می توان روی مسائل مبرم همکاری داشت.آجودانی در هر دو حوزه چندان سر به مهر نبود...