
ایران بنا به دلایل تاریخی ظرفیت های زیادی برای بازی کردن نقش «میانجی» دارد. متاسفانه سیاست «دشمن محور- شیعه گرا»ی حاکم بر نیروهای نظامی مسلط بر سیاست منطقه ای ایران اجازه استفاده از این ظرفیت را نمی دهد. آنها به جای درنظرگرفتن اشتراکات فرهنگی «ملی» فراوان با کردها؛ اشتراک «مذهبی» با دولت عراق را عمده می کنند. مداخلات «حشد الشعبی» در جدال درونی عراقی ها علیه کردها با هدایت و حمایت حاکمان ایران می رود تخم کینه جدیدی علیه ایران را در همسایگی اش بارور کند.آیا روند حوادث به سمتی خواهد رفت که یکی دیگر بر تعداد دشمنان پرنفرت ایران در منطقه افزوده خواهد شد؟
اگر روحانی رو به مردم بایستد؛ اهل تسنن یک جمعیت پرشمار و موثر در همبستگی و امنیت ملی در کشورند.جدا از اینکه اهل سنت ایرانی در پیروزی وی در هر دو دوره نقش تعیین کننده ای داشته اند/ «نیاز»ی راهبردی برای توجه بیشتر به زنان و اهل سنت در ساختار قدرت در ایران وجود داشته و دارد. غیر از «نیاز» این «حق» مسلم آن ها نیز هست. چه با زبان مصلحت و چه با زبان حقیقت و چه از منظری نتیجه گرا و چه از زاویه ای وظیفه گرا به صورت مسئله نگاه کنیم در هردو حال به یک نتیجه میرسیم؛ عمر این تبعیضات غیرانسانی به پایان رسیده است.
تعداد کارگران ایران از سوی منابع مختلف حدود ده میلیون نفر اعلام می شود. بعضی کارشناسان تعداد کارگران همراه با خانواده شان را قریب بر چهل میلیون نفر از جمعیت ایران می دانند. براین اساس مسائل نیروی گسترده کار در ایران یکی از مهم ترین مسائل اقتصادی- اجتماعی- سیاسی ایران نیز هست که متاسفانه به طور مستمر از سوی بخش مهمی از جامعه سیاسی خواهان آزادی و دموکراسی مغفول باقی می ماند/ معلوم نیست چرا طرح کارورزی پس از شکست طرحهای استثماری مختلف، همچون طرح استاد-شاگردی که در دولت دهم تصویب شد، مجدداْ در دولت یازدهم مورد بازنگری و تنظیم قرار گرفت و بالاخره پس از انتخابات دولت دوازدهم شاهد اجرایی شدن این طرح هستیم بدون اینکه با هیچ نهاد کارگری مشورتی صورت گیرد.
سرکوب و زندان دهه شصت چشم من را به رمانتیسیسم مبارزاتی مان باز کرد. مشی آگاهی بخش اصلا با کار مخفی معنا ندارد/ سحابی اندیشه چپ اقتصادی را در تجدید نظری استعلایی با نظریه توسعه گره زده بود/نگاه تک بعدی تغییر از پایین اینک در من به نگاه ترکیبی حرکت از بالا (اصلاحی) و از پایین (مدنی) تغییر کرده/هسته سخت اندیشه های نسل من یک جابجایی گفتمانی از نوعی نگاه «تضادی» (موسوم به مارکسی)، به سمت نگاه «وفاقی» (موسوم به پارسونزی)، کرده. برخی کاملا به نگاه وفاقی تغییر مکان داده اند (جریان «محافظه کار») و برخی تلاش در تلفیق این دو رویکرد داشته اند/امروزه بسیاری به سیاست دیگر صرفا از منظر «سیاست رهایی» نگاه نمی کنند بلکه متوجه «سیاست زندگی» نیز شده و تلاش برای ایجاد پیوند بین این دو نوع راهبرد دارند.