تحريف موسوي و روتوش كروبي هر چند اينك رايج شده و در كوتاهمدت مفيد تلقي گرديده است اما عوارض منفي درازمدتي دارد. هر چند از همين ابتدا هم تحريف امري غيراخلاقي و روتوش خطايي سياسي و پراگماتيستي است.
اما تحريف آقاي موسوي توسط برخي احزاب و فعالان اصلاحطلب آشكارتر است. ايشان به صراحت خود را نامزد «مستقل» مينامد اما برخي براي حل مشكلات و بنبستهاي خود پس از كنارهگيري آقاي خاتمي و به جاي اصلاح مسير و برخورد اخلاقي و شفاف و رويكرد استراتژيك مطابق با اصول و راهكارهاي اعلام شده قبلي درباره جامعه ايران و انتخابات پيش روي؛ مصرند آقاي موسوي مستقل را اصلاحطلب بنامند و يا گفتمان عدالتمحور ايشان را به گونه يك گفتمان آزاد و دموكراسيمحور جلوه دهند. (همين امر منشأ پرسشي بود كه براي آقاي دكتر سروش نيز در رابطه با برخي حمايتها از آقاي موسوي پيش آمد. اما پاسخ اين پرسش، فحاشي بود نه توضيحي قانعكننده براي وي و ديگران).
اين اصرار تا بدانجاست كه اين دوستان «اصول»ي كه آقاي موسوي بدان اعتقاد دارد را نيز به ميل خود تفسير و در واقع تحريف ميكنند. مقايسه اين دو مصاحبه خود گوياست:
آقاي دكتر عباس منوچهري رئيس كميته سياسي ستاد آقاي موسوي در مصاحبهاي با روزنامه سرمايه در پرسش از تفاوت موسوي 60 و 80 و منظور از اصول مورد اعتقاد آقاي موسوي ميگويند:
عدالت، چگونگي ارتباط برقرار كردن با مردم، چگونگي استفاده از نيروهاي مناسب كشور، نوع روابط خارجي ايران با كشورهاي ديگر، اهميت فرهنگ و هنر براي ايشان، اهميت استفاده از نيروهاي با استعداد، توجه به ساختارهاي اجتماعي، گفتمان انقلاب، توجه به ديدگاه امام و مواردي از اين دست اصول پابرجاي آقاي موسوي به شمار ميآيند. اگر اين موارد شاخص و مبناي قضاوت ما در مورد آقاي موسوي باشند، اساسا ايشان تغييري نكردهاند و شايد نبايد هم تغيير ميكردند. (سرمايه 24/2/88)
از سوي ديگر آقاي تاجزاده كه تخصص ويژهاي در مورد سخنپردازي براي موجهسازي ساده و اغراقآميز در مورد تاكتيكهاي روزمره دارند، در مصاحبهاي در پاسخ به اين پرسش كه «موسوي بالاخره اصلاحطلب است يا اصولگرا؟» ميگويد:
«عملكرد آقاي موسوي در هشت سال نخستوزيرياش، دوستان و انديشه آقاي موسوي، حاميان موسوي و مواضعي كه آقاي موسوي اكنون براي ورود به صحنه انتخابات اتخاذ كردهاند ترديدي باقي نميگذارد كه آقاي موسوي دنبالهرو انديشه اصلاحي است، منتها آنچنان كه خودشان هم گفتند، ميخواهد مرزش را با كساني كه احيانا به نام اصلاحطلب ساختارشكني ميكنند، جدا كند.
آن اصولي هم كه اعتقاد دارد اصول و ارزشهاي بنيادي انقلاب اسلامي است مانند آزادي، حقوق شهروندي، جمهوريت نظام و ... بنابراين ترديدي وجود ندارد كه آقاي موسوي اصلاحطلب است. خود ايشان در جلسهاي كه ما با ايشان داشتيم، گفتند يك بار آقاي خاتمي به من گفتند ما 90 درصد افكارمان مشترك است. من بررسي نكردم اما برايم ابهام داشت كه كجا ما اختلاف نظر داريم. اگر آنچه را كه آقاي خاتمي امسال به عنوان منشور اصلاحطلبي منتشر كردند در نظر بگيريم من تا الان حتي يك نكته نديدم كه مهندس موسوي آن را قبول نداشته باشد.
- يعني آن 10 درصد را هنوز پيدا نكردهايد؟
- با اين منشور كه به نظر من صد در صد است ولي ممكن است نكاتي ريزتر، 10 درصد، بوده باشد كه من نديده باشم.» (سرمايه24/2/88)
در مورد آقاي كروبي، اما، كمتر تحريف در كار است، اما دوستان گرامي پيرامون ايشان بخشهايي از آراء و نظرات آقاي كروبي، كه از قضا در اين قسمت هر دو نامزد اشتراكات زيادي دارند، را بدون آنكه تكذيب يا انكار كنند، به سايه ميرانند و پاك ميكنند و بدين ترتيب سيماي ايشان را روتوش ميكنند. مانند نظر آقاي كروبي در مورد استفاده از نيروهاي اصولگرا در كابينهشان، التزام به حكم حكومتي، ديدگاههاي مربوط به ماجراي هستهاي و غنيسازي اورانيوم و تبعيت از نهادهاي سياستگزار در اين رابطه و... (جدا از اين امر كه ايشان به لحاظ فكري عمدتا به گرايشات رفرميستي حوزوي تعلق خاطر دارند، همان گونه كه آقاي موسوي نيز از دوران پس از انقلاب با فاصلهگيري از نوانديشي ديني، ولايت روحانيت را از حزب جمهوري تا كنون پذيرفته و بدان پايبند ماندهاند و امروزه نيز همان رويكرد را اسلام ناب ميدانند و ميگويند همه چيزشان را از آن گرفتهاند).
اما آيا نيازي به اين تحريف غيراخلاقي و آن خطاي سياسي و روتوش مطبوعاتي ضروري است؟
به نظر بنده آقاي موسوي با پرچم مستقل و گفتمان عدالتمحور خود (البته با عنايتي فرعي به آزادي و دموكراسي)، جاذبهها و كاركردهاي خاص خود را دارد و اگر برخي دوستان اصلاحطلب بخاطر مسائل فردي و جرياني (كه متأسفانه معمولا بر منافع عمومي ترجيح داده ميشود) نميخواهند از نامزد اصلاحطلبي جز خودشان حمايت كنند؛ لااقل ميتوانستند به صورت شفاف و اخلاقي به حمايت فاصلهگذارانه از آقاي موسوي بپردازند. آقاي موسوي علاوه بر رأيشكني فراوان از اردوگاه رقيبي كه همه – حتي بخشهايي از جريان راست – در «نه» گفتن به وي و «تغيير» اوضاع كشور اجماع دارند؛ ميتوانست (و ميتواند) شكاف سياسي و مديريتي (و نيز منافعي) در جريان راست را به طور نسبي ايدئولوژيك (و بالطبع برگشت ناپذير) كند، امري كه با نحوه برخورد اين اصلاحطلبان سختتر و كندتر (نه غيرممكن) شده است. اين دوستان پس از انتخابات و انشاءالله پيروزي در آن با دشواري بيشتري خواهند توانست پاسخگوي اين تحريف خود در رخدادها و اعمال و رفتار نامزد پيروزشان باشند. آنها حتما انتظار ندارند نامزدي با اخلاق، چند ماهه تغيير گفتمان، تغيير مسير و تغيير شخصيت بدهد (ولوآنكه سفرهاي چند هفته اخير و رويارويي با مردم و به ويژه دانشجويان براي ايشان به مثابه كلاس درسي است كه حتما درسهايي از آن خواهند آموخت).
آقاي موسوي به همان شكلي كه هست جاذبههاي خودش را دارد و براي ايجاد شور و شوق انتخاباتي نيز بايد بر اساس همان واقعيت موجود ايشان سرمايهگذاري تبليغي و تهييجي كرد. (اين تهييج بدون تحريف چهره و گفتمان نيز ميسر بوده و هست). اين افراد به جاي تدوين منشورهاي شهروندي با جملات مقطع مقطع كه شتابزدگي از آن هويداست، ميتوانند روي مزيتهاي ايشان درباره برنامهها و انضباط اقتصادي لازم براي بهبود وضعيت زندگي روزمره مردم كار و سرمايهگذاري كنند. البته تدوين حقوق شهروندي نيز هيچ اشكالي ندارد (و بلكه بحث مصداقي در مورد مطالبات اقشار مختلف ضروري هم هست)، اما اين امر بايد نزديك به گفتار و منش آقاي موسوي باشد و غلظت آن و ميزان تأكيد بر آن نبايد چهره و گفتمان آقاي موسوي را به خاتمي نزديك و موسوي را در گفتار خاتميزه كند. اين دوستان بايد بدانند اين همانندسازي اگر واجد نقاط مثبت كوتاهمدتي باشد، پيامدهايي منفي، به خاطر برخي قضاوتهاي منفي (حتي در ميان طرفداران اصلاحات) درباره آقاي خاتمي و ناكارآمدي وي نيز ميباشد. به علاوه آنكه اين دوستان فاصله عملي اين گفتار محرف را با رفتار آقاي موسوي و ستادش در برخورد و رابطه با دانشجويان (و فعالترين بخش آنها، انجمنهاي اسلامي) چگونه ميخواهند پركنند؟
اما دوستان پيرامون آقاي كروبي، هر چند قابل اذعان است كه تصوير و سخنان منطقيتري بر آنچه بر ذهن و زبان كروبي جاري شده (و در اين مدت شتاب قابل توجهي نيز يافته) به دست ميدهند، اما اگر بعدا انشاءالله نامزدشان پيروز شود، با سويههاي ديگر گفتار و رفتار آقاي كروبي چه خواهند كرد؟ به نظر نميرسد هيچ اشكالي داشته باشد همه ابعاد و محدوديتهاي گفتار و منش آقاي كروبي نيز در سايه نماند. گفتمان فعلي آقاي كروبي و برخي سخنان و رفتارهاي وي آنقدر شجاعانه و رأيآور هست كه نيازي به اين روتوش نباشد. به ويژه آنكه اين در سايهماندهها، در حد قابل توجهي بر رفتارهاي آتي مؤثر خواهد بود. كساني كه به اميد تغيير به موسوي يا كروبي رأي ميدهند بهتر است بدانند كه محدوديتهاي نامزد مورد علاقهشان چيست. بجز برخي رأياوليها، اكثر كساني كه به اين دو نامزد رأي ميدهند از جمله جوانهاي كميسنبالاتري كه برخي دوست دارند با ايجاد هيجان آنها را در حد رأياولي نگاه دارند؛ با تأمل و تعقل كافي رأي ميدهند. فاصله اين دو نامزد با نامزد رقيب (كه به قول پدر داماد آقاي احمدينژاد مقايسه جنس درجه يك با جنس درجه سوم است!) آنقدر محسوس هست كه نيازي نه به تحريف دارد نه روتوش. هر چند ايجاد هيجان و بسيج افكار عمومي همواره بخشي از انتخابات (حتي در كشورهاي باسابقه چند قرنه در اين امر) است اما هزينههاي عوارض سوء، پيامدهاي منفي و دلسردي و يأسهايي كه در جامعه هيجاني و نوساني ما به دنبال دارد، امري نيست كه روشنفكران و فعالان سياسي ژرفانديشتر بتوانند آن را ناديده بگيرند.
منتشره در روزنامه اعتماد ملی در دوران تبلیغات نامزدهای ریاست جمهوری سال 88
