محسنی اژه ای سخنگو ورئیس حقیقی قوه قضائیه اخیرا طی مصاحبه ای اعلام کرد رسانه ها حق ندارند تصاویر و مطالب مربوط به سید محمد خاتمی رئیس جمهور دولت اصلاحات را منعکس کنند و اگر رسانه ای خلاف آن عمل کند با آن رسانه برخورد خواهد شد.
به طور طبیعی و منطقی این دستورالعمل به لحاظ حقوقی نباید معطوف به اصلاح طلب بودن یا نقش ویژه آقای خاتمی در طیف اصلاح طلبان بوده بلکه به ظاهر باید به خاطر یکی از راس های «فتنه» تلقی شدن خاتمی طی جنبش سبز اتخاذ شده باشد. حال این که چگونه پس از پنج سال پس از «فتنه»، حضرات به فکر حصر رسانه ای یکی ار رئیس جمهوری های هشت ساله «نظام» می افتند، خود حکایت شگفتی است که البته در حکومت ایران بی سابقه نیست. مقایسه فهرست مقامات سابق حکومت و وضعیت فعلی آن ها آشکارا این امر را مستند خواهد کرد!
بنابراین ممنوعیت خبری و تصویری خاتمی معطوف به «گذشته» نیست بلکه ناظربه «آینده» است. در باره وجه حقوقی و سیاسی این ممنوعیت، خانم شیرین عبادی و برخی از فعالان سیاسی و مدنی به حد کفایت تحلیل کرده اند؛ اما این ممنوعیت شگفت انگیز از یک زاویه دیگر نیز قابل بررسی است: رونمایی از سیاست های انتخاباتی «نظام» (اسم مستعار رهبر و طیف و بیت پیرامون) برای دو انتخابات آینده مجلس و خبرگان.
مدتی پیش اجلاسی از سوی اصلاح طلبان که عمدتا اصلاح طلبان درجه دوم بودند در تهران تشکیل شد. هر چند امروزه «جریان اصلی» اصلاحات کمتر امکان و اجازه حضور در این نوع نشست ها را دارند (وبسیاری شان هنوز یا در زندان اند و یا در رفت و آمد بین زندان و مرخصی های ادواری و یا استعلاجی قرار دارند)؛ اما استقبال و حضور شهرستانی ها در آن قابل توجه بود.
تحمل این مراسم در تهران رونمایی از بخشی از سیاست های انتخاباتی «نظام» بود؛ با این تبصره که محمد خاتمی در آن حضور نیابد. اما در همین مراسم پیام خاتمی (و هاشمی) رسما خواند شد و برخی سخنران ها از رهبران محبوس و محصور جنبش سبز اسم بردند. به نیت و انگیزه آن ها کاری نداریم که ممکن است برخی شان از روی صد ق و صفا و وفاداری و در راستای یک استراتژی و برنامه سیاسی نام برده باشند و یا برخی دیگر به تعبیر برخی جوانان حاضر در جلسه برای کف و تشویق گرفتن از جمعیت و خودنمایی و وجیه المله شدن. در هر حال این امر نشان میدهد که «صحنه عملی» تماما آن چیزی نخواهد بود که برخی از طراحان مراسم و یا کسانی که برای آن ها امر و نهی صادر کرده بودند، می توانند پیش بینی و برنامه ریزی کنند.
این اتفاق اما در تهران بود و هنوز در شهرستان ها از سیاست های انتخاباتی «نظام» پرده برداری نشده است. در برخی دوره ها نیروهای امنیتی (اعم از وزارت اطلاعات و اطلاعات موازی سپاه) نفر به نفر فعالان سیاسی و به خصوص نیروهای کاربلد و ستادی را احضار و برای آن ها خط و نشان کشیده و یا دایره فعالیت مجاز و غیر مجاز را روشن می کردند. هنوز خبر و شنیده مهمی که حکایت از رونمایی از یک سیاست سراسری در باره انتخابات پیش رو در شهرستان ها باشد به گوش نرسیده است.
اما ممنوعیت تصویری- خبری محمد خاتمی پس از پنج سال بعد از جنبش سبز می تواند بخشی دیگر از رونمایی از سیاست های انتخاباتی نظام باشد.اتاق فکر های خاصی که به تعبیر حسن روحانی از مرحله فکر قدم به مرحله عمل گذاشته اند، ممکن است با جمع بندی انتخابات ریاست جمهوری آخر به این نتیجه رسیده باشند که باید یک بازکن حریف را از کار بیندازند: محمد خاتمی (برای هاشمی نیز احتمالا برنامه های دیگری تدارک خواهند دید).
برای این اتاق فکرهای متکی به بیت، انتخابات های آتی به خصوص انتخابات خبرگان بسیار مهم و حیاتی است. بنابراین قابل پیش بینی است که به شدت در باره آن بیندیشند و به خط برخوردهای خاصی نیز برسند. اما آیا همه آن طرح و برنامه ها و خط برخوردها قابل تحقق است؟ این موضوع دو رویه دارد: از یکسو آن ها چشم شان از جنبش سبز ترسیده است و می دانند که با دم شیر احساسات عمومی نباید بازی کنند، از سوی دیگر سعی می کنند قبل از وقوع حادثه از آن «پیشگیری» کنند تا نیاز به مقابله با افکار و احساسات عمومی نباشد. بنابراین باید از سرچشمه و قبل از جاری شدن و شتاب گرفتن رودخانه حوادث جلوی آن را بگیرند. این کاری است که با رد صلاحیت هاشمی رفسنجانی در انتخابات 92 (هم زمان با ترس و هراس شان از جنبش سبز) انجام دادند. شاید بسیاری از بحث کنندگان با بازجوها این جمله را از آنها به عنوان یک تحربه تلخ شان از گذشته شنیده باشند که «اگر ما جلوی مجاهدین را همان سالهای 57-58 می گرفتیم کار به مسائل سال های 60 نمی کشید. جلوی شماها را از همین جا گرفتیم...!»
وقایع و تجارب تاریخی نشان می دهد که علاوه بر ساختارهای سخت اجتماعی تاثیرگذار؛ عوامل و کنشگران انسانی دخیل در هر پدیده و واقعه اجتماعی هریک با طرح و برنامه خاص خود وارد تونل تاریخ می شوند اما آن چه آن سوی تونل بیرون می زند ممکن است کاملا مطابق طرح و برنامه هیچ کدام شان نباشد. چرا که علاوه بر عوامل ساختاری که ممکن است باعث تغییر و یاحتی شکست یک برنامه بشود، تاثیر و تاثر برنامه ها و کنش ها بر یکدیگر؛ به علاوه برخی رخدادها و عوامل تصادفی و غیرقابل پیش بینی نیز تا حد بسیاری هر یک از طرح و برنامه ها را تحت تاثیر و تحت الشعاع خود قرار می دهد.
در ایران اما؛ دولت نفتی از یک سو و غیرنهادمند بودن و شکل نگرفتن اقشار و طبقات اقتصادی- اجتماعی از سوی دیگر می تواند هر بازی ای را غیرقابل پیش بینی کرده و تحت تاثیر یکه تازی اقتدارگرایی نفتی ( و قدرت متمرکز و مطلقه و ماشین سرکوب متکی به آن) یا حوادث و رخدادهای اجتماعی غیرقابل پیش بینی یک جامعه ساکت و مرموز که عکس العمل های ناگهانی و موجی داردِ؛ قرار دهد. جدا از این عوامل غیر ارادی و یا حداقل غیرقابل پیش بینی؛ صف اصلاح طلبان / تحول خواهان دموکراسی خواه نیز باید هم ابتکار عمل داشته باشد و هم در برابر برنامه های نیروهای مقابل این اهداف و آرمان، بدل ها و ضد تاکتیک های خاص خودش را به کار ببرد.
در همین راستا و به واسطه ممنوعیت اخیر خبری و تصویری برای فرد موثری چون محمد خاتمی و در فضای انتخاباتی به نظر می رسد نافرمانی و بد فرمانی مدنی (به تعبیر جوان خوش فکرعزیز عمار ملکی که کتابش در همین باره اخیرا در خارج از کشور به زیور طبع آراسته شده است) در برابر این فرمان اساسا غیر قانونی بهترین بدل و عکس العمل باشد.
پیام حسن روحانی ، وزیر ارشاد و دبیرشورای عالی امنیت ملی به محمد خاتمی به مناسبت درگذشت خواهرش یک اقدام مثبت برای کمرنگ کردن و شاید به تدریج به فراموشی سپردن این امریه غیرقانونی و غیر عملی نشان دادن آن باشد. باید قدرت مطلقه را عادت داد که نمی توان به هر نحو و در هر سطحی زورگویی کرد.
نشریات خصوصی دانشجویی، تابلوهای اعلانات دانشجویی و اداری و ... می توانند بستر دیگری برای این نافرمانی باشند؛ همان طور که دیوارها و شیشه های برخی مغازه ها و ...
پیام های مقام های رسمی به خصوص رئیس جمهور که می بایست در رسانه های عمومی منعکس شود و پیگیری انعکاس آن توسط دفتر رئیس جمهور همیشه می تواند هموار کننده این گونه راه ها باشد.
نشریات آبان (به مدیر مسئولی حسن علی پور) و ایران فردا تجربه خوبی در طرح دوباره اسم و عکس آیت الله منتظری در دهه هفتاد و در دوره ای که ممنوعیت آن به صورت یک رویه لازم الاجراء و به صورت یک عادت در آمده بود، داشتند.
عیسی خندان مسئول نشریه دریچه گفت و گو که مدتی در دهه هفتاد منتشر و بعد جوانمرگ شد، دلیل انتشار این مجله را برای دیگران با ذکر خاطره جالبی از حضورش در جبهه های جنگ توضیح می داد. وی می گفت تپه ای بود که دست عراقی ها قرار داشت ولی توسط نیروهای ایرانی از دست آن ها خارج شد.اما تا مدتی سربازان و نیروهای ایرانی هم چنان از آن تپه هراس داشتند و از کنارش با ترس و تردید عبور می کردند. عده ای روی آن تپه رفتند و با شوخی و داد و بیداد به بقیه گفتند ببینید دیگر روی این تپه رفتن و ایستادن خطری ندارد و نیروی حریف آن جا را ترک کرده و دیگر دست خودمان است! ما نشریه دریچه گفت و گو را برای همین اعلام عمومی در آوردیم! حال برخی تپه های استراتژیک را باید هم از حضور نیروهای حریف خالی کرد و هم تردید و نگرانی را از بقیه به خاطر ایستادن روی آن دور نمود.
در رابطه با حصر رسانه ای محمد خاتمی نباید تسلیم جملات به زبان آمده فرمانده قوه قضائیه در لابه لای یک مصاحبه مطبوعاتی اش بود. ترس و هراس از نافرمانی از این امر غیر قانونی مشارکت عملی در حصر محمد خاتمی است و جدا از مسئولیت سیاسی بار اخلاقی نیز دارد. البته وظیفه افراد و جریانات و نهادهای مختلف سیاسی در این باره همسان و هم سنگ نیست و نباید همه بارها را نیز بردوش ضعیف و نحیف مطبوعات گذاشت. اگر قرار باشد خاتمی یعنی کسی که در انتخاباتی که بسیاری از اصلاح طلبان در آن شرکت نمی کردند، شرکت کرد ؛ خاتمی که پیشنهاد گذشت متقابل به سبزها و حکومت داد و بارها برای «نظام» دلسوزی کرده و می کند نیز در حصر قرار بگیرد؛ قافیه انتخابات آتی به تدریج تنگ تر خواهد شد. اقتدارگرایان علنی و پشت صحنه در اتاق فکرها باید یاد بگیرند و ببینند که «هر» تصمیمی را نمی توانند بگیرند و جا بیندازند.
در این میان اما نقش شخص و دولت روحانی بسیار مهم است:
اولا بخشی از آنها در شوای عالی امنیت ملی حضور دارند. آن ها باید به صورت روشن مشخص کنند که آیا چنین حکمی به صراحت و با تعیین مصداق در این شورا وجود دارد یا خیر؟ آیا شورا حق تصمیم گیری قضایی با این برد گسترده وسیع را دارد یا خیر؟ و اگر پنج سال پیش چنین تصمیمی گرفته اکنون مشمول مرور زمان شده یا خیر؟ و ...
و مهم تر از این؛ در رابطه با دو انتخابات پیش رو، حسن روحانی باید برخورد ضعیف تاکنونی اش را در رابطه با وزارت اطلاعات نا همسازش تغییر دهد. سیاست و خط برخورد اطلاعات به خصوص در شهرستان ها در باره انتخابات بسیار تعیین کننده است. همان قدر که نظارت استصوابی شورای نگهبان می تواتد رقبای جریان راست و راست افراطی را پیش از شروع مسابقه از زمین بازی بیرون کند؛ وزارت اطلاعات نیز می تواند تماشاگران و مشوقان و لیدرهای برخی تیم ها را از استادیوم بیرون بفرستد. فعالان سیاسی و مدنی و به خصوص نیروهای ستادی در شهرستان ها نقش مهمی در روند انتخابات و پیش برد رقابت حداقلی در حد و حدود تنگ و بسته بین نامزدهای استصوابی دارند. هر گونه تعلل شخص و دولت روحانی در این باره هزینه های سنگینی را بر اعتدالیون و اصلاح طلبان/ تحول خواهان مسالمت جو که هر یک بنا بر انگیزه و خط مشی خود سعی در تضعیف و عقب راندن جریان راست افراطی و راست به نفع سیاست های اصلاح طلبانه دارند، تحمیل خواهد کرد.
آیا روحانی این فرصت را هم از دست خواهد داد و یا تجربه یک و نیم ساله دولتش به کمکش خواهد آمد و با جبران کمبودهای گذشته تلاش خواهد کرد مجلس و خبرگان آینده تا حدی به نفع مصالح ملی کشور(روند دموکراتیزاسیون تدریجی در ایران) و حتی به نفع «نظام» و نیز خود جریان اعتدال باشد.
اصلاح طلبان/ تحول خواهان علیرغم آمادگی همیشه گی شان برای مشارکت در آن چه «مقداری رفاه برای مردم» ( و آزاد کردن انرژی شان برای مطالبات دموکراتیک) و «مقداری فضای نسبی فعالیت» برای فعالان سیاسی و مدنی پیش آورد، سیاست انتخاباتی شان را بالطبع بر اساس روند مجموعه حوادث تعیین خواهند کرد.
اما قبل از رسیدن به آن مراحل این فعالان سیاسی و مدنی چه برای این که بخواهند بر روند سیاست های جاری کشور با دخالت در انتخاب نمایندگان مجلس خبرگان و شورا تاثیر بگذارند و چه بر اساس رویکرد دیگری در برخورد با انتخابات بخواهند در فضای بسیار بسته و محدود سیاسی کنونی از فرصت انتخابات برای فعالیت و فیزیوتراپی سیاسی خود که مدتها به علت عدم امکان حرکت ضعیف و ناتوان شده اند بهره ببرند و یا می خواهند برای آگاهی دهی و انگیزه بخشی به جامعه ( حال با هر استراتژی و خط مشی سیاسی که دارند) از تنها فرصت تنفسی تحمیل شده به حکومت استفاده کنند و یا هر خط برخورد دیگری که بدان معتقدند؛ اما، حصر رسانه ای خاتمی آژیر خطر بدی است که باید همه گان سریعا با آن برخورد کنند. نافرمانی و بدفرمانی مدنی تجربه آزموده شده ای از قبل برای شکستن این گونه تصمیمات نابخردانه و زورگویانه است. قافیه تصمیم های ضدقانونی در باره انتخابات را از همین نقاط باید بر جریان مخالف آزادی تنگ کرد. وگرنه آینده بسیار دیر خواهد بود. جامعه و جوانان ایرانی معمولا ابتکارات و نوآوری های خوبی برای دور زدن این تحمیلات و زورگویی ها دارند.
رادیو فردا _ 8 اسفند 1393

