کیوان آمد. پنجشنبه هم احمد می آید. چه زود اما چه سخت گذشت...
كيوان صميمي را اكثر فعالان حوزه سياسي و مدني می شناسند. فردي كه بيمزد و منت و كمتوقعتر از همه، همه توان مادي و معنوياش را در بستر خدمت به مردم و آرمانهايش قرار داده بود. براي او «مردم»، ديگر نه مفهوم كلي و مبهم «خلق» قهرمان دهه 50 و 60، بلكه دانشجويان، معلمان، كارگران، روشنفكران، اقوام، جوانان محروم از تحصيل، فعالان سياسي و حزبي و... بود. نگاه پروسعت و صميمي او همه را در بر ميگرفت. اين را ميشد از طيف وسيع ارتباطات و دوستانش (از افراد سنتي و راست در كانون زندانيان سياسي قبل از انقلاب تا چپهاي ماركسيست رانده شده از نظرگاه قدرت) هم فهميد.
کیوان به آغوش مردم ات خوش آمدی. سرافراز ؛ پربارتر و پرتجربه تر
بیست و شش اردیبهشت 84
.
